|
اولين بازي كامپيوتري كه تا حدود زيادي توجه مرا به خود جلب كرد و توانست وقت زيادي از من تلف كند ! بازي shadow of warrior بود كه در زمان خودش ، يعني سال 76 ، در كنار بازيهايي چون hard line بازي جذابي بود . گذشت و گذشت تا نوبت بهflight simulator 2004 رسيد كه اينبار هم انصافا اين بازي توانست مدت زيادي مرا به خودش مشغول كند . چه بوئينگ ها و جت هايي كه از روي باند فرودگاه ديترويت بلند نميكردم و در فرودگاههاي ديگر ايالات متحده نمينشاندم ! ولي از آن زمان به بعد مطمئن بودم كه ديگر هيچ بازي جذابي نخواهد توانست مانند قبلي ها ، مرا تا چند روز وقف خودش كند . گذشت و گذشت تا همين چند روز پيش كه يك روز دوست جواني كه در توليد انيميشن جديدمان با من همكاري ميكند ، گفت : يك بازي جالب دستم رسيده به نام sim city 4 ميخواي برات بيارم ؟ گفتم : باشه حالا بيار ببينم چطوريه ، امتحانش ضرري نداره . حدسم درست بود و با وجود اينكه بعد از دو سال و اندي از يك بازي جديد خوشم مي آمد ولي نتوانست بيشتر از يكي دو روز ذهنم را به خودش مشغول كند . ولي انصافا كه از آن خوشم آمد . قضيه از اين قرار است كه شما ميبايست با بودجه محدودي كه در اختيار شما قرار داده ميشود ، ايجاد يك شهر را از ابتدا آغاز كنيد و در اين كار بايست ششدانگ حواستان را به جوانب مختلف توسعه بدهيد تا شهرتان فقط از لحاظ ساختمان و ظاهر آن ، عريض و طويل نشود و فرضا اگر در ساخت و ساز خانه و نيروگاه و بندر و ايستگاه راه آهن زياده روي كرديد ، فوري سروكله مشاوران و كارشناسان مربوط به توسعه فرهنگي و امنيت و بودجه و .... پيدا ميشود و اخطارات لازمه را ميدهند كه آهاي .... حواست باشد ، در كنار توسعه و پت و پهن كردن شهر ، گوشه چشمي هم به ايجاد بيمارستان و مدرسه و كلانتري و موزه و دانشگاه و ..... داشته باش .
جالب اينكه اگر مدتي از ايجاد شهر بگذرد و نتوانيد شهردار خوبي باشيد ، تعدادي از شهروندان بيكار ميشوند كه بايد فكري براي آنها بكنيد ( وگرنه دخترانشان مجبور ميشوند براي كار بروند دوبي !) همچنين اگر دولت سازندگي تان ..... بدون برنامه ، اقدام به تاسيس كارخانه بكند ، پس از مدتي كارگران كارخانه را در حياط آن مشاهده خواهيد كرد ، كه با بدست گرفتن چند پلاكارد ، دست به اعتصاب زده اند . با خودم گفتم : چقدر خوب ميشد اگر چند هزار نسخه از اين بازي كپي ميشد و بين سران سه قوه مملكت خودمان توزيع ميشد ، تا از اين به بعد هر وقت قرار بود كسي به عنوان نماينده مجلس و قاضي و وزير و وكيل اين مردم مشغول به كار شود ، اول يك سري چيزها را آموخته باشد ، بعد بيايد بشود خدمتگزار مردم . |
|
+
یکشنبه 25 دی1384 جناب کارگردان |
|
|
شايد شما هم شنيده باشيد كه صداي هر كدام از سازهاي موسيقي حس يك رنگ را منتقل ميكند . فرضا فلوت حس رنگ سبز ، ترومپت قرمز ، ويولن زرد و هارپ حس رنگ آبي را منتقل ميكند . ولي من از زماني كه با سبكهاي مختلف موسيقي قدري بيشتر آشنا شده ام ، احساس ميكنم هر كدام از انواع موسيقي ، مزه مخصوصي نيز دارد كه آدم با شنيدن هر كدام از آنها ، مزه يك خوراكي را زير زبان مزمزه ميكند !
|
||||||||||||||||||||||||
|
+
پنجشنبه 1 دی1384 جناب کارگردان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو فتو بلاگ |
| آختونگ |
اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند ! |
| نوشته هاي پيشين |
|
عشق شکلاتی |
| آرشيو |
|
آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |