تبليغاتX
جناب کارگردان

     معمولا هميشه توي بحث در مورد هر موضوعي ، يه عده هستن كه از آدم مثبت تر فكر ميكنن و يه عده هم منفي تر . تو بحث هاي ملي و ميهني يا مذهبي ،  من هميشه كساني كه از من مثبت تر فكر ميكنن رو دوست داشتم . دوستان خوبم آقا جواد يا خاله زهرا يا خيلياي ديگه ، مثل تمام كساني هستن كه معتقدن در ارتباط با مسئله انرژي هسته اي ،  بايستي بصورت مطلق فقط كارمون رو انجام بديم و جلو بريم  و زياد به مسائل ديگه توجه نكنيم ، كه اين تفكري كاملا مثبت راجع به اين هدفه ، ولي حرف من در اين مورد فقط يه كم فرق ميكنه : همونطور كه عرض كردم من هم كاملا به حقمون در اين مورد واقفم و معتقدم مسئولين كشور تا اينجاي كار خوب دفاع كردن و هنوز هم كه هيچ اتفاقي از جنس تهديد جدي نيفتاده ،  ولي به نظر من اگر تمام دنيا بخوان چيزي رو از ما محروم كنن و در اين ارتباط تهديدهاشون رو عملي كنن ، اونجاس كه لازمه دست به دامن مارمولك بازي سياسي شد ! مگه غير از اينه كه يه دفعه ديديم  ا ... كره جنوبي هم داره يه كارهايي ميكنه كه تا حالا مخفيش كرده ؟  مگه خودمون سالهاي سال فعاليتهاي هسته اي رو مخفي نكرديم تا با يه گاف اطلاعاتي قضيه لو رفت؟ حالا هم يه راهي پيدا كنيد كه نه سيخ بسوزه نه كباب و فعلا خرشون كنيد تا غائله بخوابه ، بعدشم خدا بده بركت اينهمه مملكت به اين بزرگي ، دوباره يه گوشه كناري پيدا كنيد و مخفيانه هر كاري خواستيد بكنيد ، به شرطي كه باز نيايد تمام جيك و پيكتون رو لو بديد . خوب ، اين هم آخرين بيانيه سياسي ما در سال جاري ؛ اميدواريم از اونجايي كه اصولا ما نه سر پيازيم و نه ته پياز ، ولي از مزه پياز با كباب سيخ بدمون نمياد ، در سال جديد كمتر دچار مسائل سياسيه شويم .

     خوب ، ما فردا داريم ميريم اهواز ، وطن نوستالژيك بنده . اميدوارم هر خوبي و بدي ازمون ديديد حلال كنيد . خدا را چه ديديد ، يه وقت ديديد الاني كه دارم اين مطالبو مي نويسم ، يكي از اين هم استاني هاي تجزيه طلب ما هم مشغول چاق كردن يك بمب ! و گذاشتن اون سر يكي از مسيراي آينده ماي بيچاره باشه ! خلاصه اگر ازمون خبري نشد ميتونيد سراغ ما رو از بعضي ‹ دوستان آشنا › بگيريد . اگر هم سالم برگشتيم كه ايشالا مثل پارسال سعي ميكنم يه نيمچه سفرنامه اي همراه با عكس تهيه كنم و بنويسم . ضمنا اگر تو اين چند مدت كارت ارزون پيدا كردم حتما سري بهتون ميزنم . خبر نداريد كه ، اهواز براي كارت و ساير خدمات اينترنتي و كامپيوتري حسابي دزد بازاره ، پارسال كه پنج ساعت اينترنت دو هزار تومن بود !

+   دوشنبه 22 اسفند1384   جناب کارگردان | 

       سلام . ببخشيد . اول به خاطر اينكه مدتيه پيدام نيست و كمتر مينويسم و دوم به خاطر اينكه خيلي وقته به خيلي از دوستام سرنزدم ؛ باز معرفت بعضيا رو كه شرمنده ميكنن و سرزده ميان عيادت !  ايشالا ... سعي ميكنم تلافي كنم و موقعي كه وقتم بيشتر بود و احساس كردم بعضي از شما هم توي شرايط خاص روحي به سر ميبريد ، مزاحمتون بشم . البته بايد بگم كه من مشكل خاصي هم نداشتم ها ... اتفاقا به لطف بعضي از مديران جديدمون كه هنوز خوب جا نيفتادن و برنامه خاصي براي برنامه سازي ندارن ، مدتهاس كه بيكارم . حقيقتش مشكلم همين قضيه هسته اي لعنتي بود . اگر چه فكر ميكنم مسئولين كشور تا اينجاي كار خوب پيش رفتن و مقاومت كردن ، ولي از وقتي كه شنيدم وضع يه كم داره خراب ميشه حالم گرفته . فكر هم نميكنم نياز باشه تلاش كنم تا ثابت كنم كه آدم ترسو يا نااميدي نيستم . چون هم اين تلاش براي كساني كه من رو از نزديك نميشناسن بي فايده س و هم لااقل خودم ميدونم كه اينطوري نيستم . مسئله اينه كه مدام به خودم ميگم : اينكه ميگن : انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست ، واقعا راست ميگن .  كيه كه بخواد اين رو رد كنه ؟ كدوم جاهليه كه بگه نه اينطور نيست ؟ بحث اينجاس كه هر چيزي يه نرخي داره . نرخش رو ميدي و اونو بدست مياري . من نميدونم ..... واقعا اگر مديران جامعه مون در حال حاضر يه كم ... فقط يه كم كوتاه بيان تا اين قضيه حل بشه واقعا ارزش نداره ؟ مگر نه اينه كه سالهاس فعاليتهاي هسته اي رو حتي دور از چشمهاي دقيق ماهواره ها شروع كردن و تا اينجا رسوندن ؟ حالا هم نميشه فعلا يه جورايي بيان غني سازي توي روسيه رو قبول كنن تا غائله بخوابه ، بعدش هم ، ماشالا به اين مملكت دراندشت كه توش پره سوراخ سنبه ، نميشه دوباره يواشكي اين گوشه و اون گوشه شروع كنن و كاري رو كه ميخوان انجام بدن ؟ الان كه لنگ انرژي هسته اي نمونديم كه . تا جايي كه ما ميدونيم از اون طرف قطر داره منابع مشترك گازمون رو به خاطر گيجي و كندي ما ، دو لپي قورت ميده و از طرف ديگه هم امارات با وضع يك سري قوانين حساب شده داره تمام سرمايه هاي باد نياورده مونو بالا ميكشه . بهتر نيست فعلا قاب زينو بچسبيم تا نيفتيم ؟

    ضمنا به نظر من صحيح نيست اين قضيه رو نه با  نهضت امام حسين (ع) قياس كنيم و نه با قضيه صلح اجباري امام حسن (ع) . چون تمام هستي و نيستي ما اين نيست كه يا بخوايم تا مرز شهادت و دادن درس به آيندگان پيش بريم و يا مجبور بشيم صلح كنيم و شهر رو در اختيار معاويه بذاريم . به نظر من بيشترين شباهت و قياس ، بين اين ماجرا و  پيمان صلح حديبيه وجود داره . حتما در اون روز هم مسلمونا شعار ميدادن : زيارت كعبه اي ، حق مسلم ماس ؛  و راست هم ميگفتن ، ولي هستي و نيستي اونا در گروي زيارت كعبه نبود كه به درخواست خيلياشون بخوان با مشركين وارد جنگ بشن و پيامبر اكرم(ص) كه قربون فكر و افكار قشنگ و حساب شدش برم چيكار كرد؟  اومد و قبول كرد كه موقتا با مشركين پيمان صلحي ده ساله ببنده ولي در پشت اون پيمان با خيال راحت به نشر و گسترش اسلام پرداخت و هنوز به دو سال نرسيده بود ، رفت و مكه رو هم فتح كرد . به اين ميگن فكر حساب شده . به اين ميگن سياست و درك صحيح از شرايط زمان . حالا هم باز چشم اميدمون به آقاي خامنه ايه . خدا كنه تصميم درستي بگيره ، كه به دلم روشنه همينطور هم ميشه .

      حالا اگر اجازه بدين ميخواستم دو كلوم هم با داش محمود اختلاط كنم . ببين داداش ... نميدونم چند تا پيشنهاد بين المللي اماده كردي ، بيست تا بود ؟ بيست و دوتا بود ؟ فقط قربونت ، همين سه تايي رو كه تا حالا مطرح كردي علي الحساب كافيه ، بيا و رضايت بده يه مدت دندون رو جيگر ما بذار و فعلا بقيه شونو فاكتور بگير ، بذار خرمون از پل بگذره و امن و امان به اونطرف پل برسيم ، اون پله رو كه توي كارتون شرك 1 يادته ، خيلي خطريه ها ... بذار فعلا فيونا رو صحيح و سالم به اونطرف پل برسونيم ، بعد هر چي دلت خواست به اون اژدها هه فحش بده !   جون ننت نكنه تو اين گير و بير بياي پيله كني به سرخپوستاي آمريكا و بگي چه ميدونم ... چرا آبراهام لينكلن با اونهمه ادعاش نتونست فلان کنه و بهمان .  بذار اين مشكل فعليمون حل بشه ،  يه ايميل بهم بزن ، خودم ميرم عيال و بچه هاشو ميذارم خونه مادرش و ميام با هم ميريم سراغ اسرائيل و از توي گوگل ارث پاكش ميكنيم  ، بعدش هم ميريم پته تمام كوره ها و تنوراي هولوكاست پلوماستو ميريزيم رو آب . بله ، حرف حق هميشه حقه . ولي هر سخن زماني و هر نكته ، چي ؟ مكاني دارد . اگر بحث گفتن حرف حقه ، چه حقي بالاتر از حق ضايع شده ياس اهل بيت (س) و مولاي شيعيان (ع)  توسط بعضيا ... ولي اگر قبول كرديم كه به خاطر اتحاد مسلمين حرفي از اون بميون نياريم ، بهتره كه الان هم بخاطر حفظ همين چيزهايي كه داريم  يه كم سكوت كنيم و كوتاه بيايم تا ايشالا سر فرصت به چيزاي ديگه اي هم كه دوست داريم برسيم .               جدي گفتم ها ...

+   یکشنبه 7 اسفند1384   جناب کارگردان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
فتو بلاگ
آختونگ

اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند !

نوشته هاي پيشين

عشق شکلاتی
مظلوم حسین
تست مجری
حق مسلم ما ...
مظلوم حسين (ع)
طعم موسيقي
جوانان هنرمند ...
آخرین بازی
زنان ونوسی مردان دیپلمه
بی دردسرترین شغل اجتماع
آرشيو پيوندهاي روزانه

آرشيو
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دوستان من
حرفهایی از دل زمان
ترانه های چیـــــنی
سبــــوی عشــــــق
این شبـــــــــــــــها
من و خلـــــــوت دل
از تو تا بی نهــــایت
مــــرد دلتــــــــــنگ
کشـــکول جــــوانی
هـــوای شرجــــــی
ستاره های آسمان
ایـــــــرســــــــــــــا
ایـــــــران زمیـــــــن
خلــوت انــــــــــس
با خاطراتم از هلند
هـــزاردســــــــتان
پرشــين ســــينما
پـــــدر خــــــوانـده
خـــــــــاله زهـــــرا