|
قبل از هر چيز اعلام كنم كه بنده نه تنها اهل تماشا كردن فوتبال باشگاهي نيستم ، بلكه از دنبال كردن اخبار آنها و اينكه كي كجا رفت و چي گفت و چي خورد و .... هم مبرا هستم ، اما با اين وجود در زمستان سالهاي 77 و 78 من در مركز خوزستان ، با انگيزه ترين شخصي بودم كه با علاقه حاضر شدم كارگرداني بازي تيمهاي استقلال تهران و فولاد خوزستان را در استاديوم اهواز به عهده بگيرم . اين دو بازي كه هر دو بارش بصورت زنده از شبكه سه پخش شدند ، اولين كارهاي ورزشي بنده به حساب مي آمدند . بازي كه شروع شد ديگر من بودم و چهارتا تصويربردار نيم انگيزه و دوربينهايشان ... « دوربين ۳ نوكرتم ... تو فقط نماي لانگ بازيكنا رو داشته باش ، دوربين 2 قربونت سعي كن بازيكنا رو تو همين اندازه تصويري كه برات توضيح دادم نيگهدار ، چه بيان اينطرف زمين و نزديك تو ، چه برن اونطرف ، دوربين 1سعي كن نماي فول بازيكنايي رو داشته باشي كه توپ زير پاشونه و باش ورميرن ، دوربين 4 هم مخلصتم سعي كن با نزديك شدن توپ به هر كدوم از دروازه ها يا اتفاقهاي خاص تو زمين سريع برگردي و عكس العمل تماشاچيا و نيمكت نشينا رو داشته باشي ... مربي ... مربي استقلال رو بهم بده ... زود ... اِ ... گل شد ! زود برو رو تماشاچياي فولاد ... » اتفاقا آن بازيها به عنوان اولين كارهايي به حساب آمدند كه در آنها تكرار گلها و لحظات هيجان انگيز بصورت slow motion پخش شد ، و تا پيش از آن در شهرستانها سابقه نداشت ! حال ميفرماييد آخرين پيشرفت دهه پاياني قرن بيستم را ! فقط اتفاقي كه در پايان كار افتاد ، باعث شد كه همكاران واحد سيار تا چند روز به من بيچاره بخندند . قضيه از اين قرار بود كه با وجود رد شدن تصاوير از زير انگشتان مبارك بنده و پخش آنها از شبكه سراسري ، پس از تمام شدن بازي دستانم را از خستگي به كمرم زدم و به مسئول فني گفتم : ميبخشيد آقاي غلامي ، باور كن آخرش من متوجه نشدم : فولاد برد يا استقلال ؟ |
|
+
سه شنبه 13 تیر1385 جناب کارگردان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو فتو بلاگ |
| آختونگ |
اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند ! |
| نوشته هاي پيشين |
|
عشق شکلاتی |
| آرشيو |
|
آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |