تبليغاتX
جناب کارگردان - سس هندی

    موقعي كه تلويزيون فيلم هندي پخش ميكند دلم براي همسرم ميسوزد ! بنده خدا از يك طرف دوست دارد با ديدن آن ، بخشي از خاطرات ده پانزده سال پيش اش كه ديدن فيلمهاي هندي در تلويزيونهاي كشورهاي عربي بوده را در ذهنش تداعي كند ، و از سوي ديگر با كسي مثل من طرف است كه بدبختانه نميدانم چرا هر چه ميكنم نميتوانم به احترام سليقه همسرم هم كه شده ، هنگام پخش اين فيلمها آرام بگيرم و خنده ام نگيرد . چند ماه پيش هم كه بلاخره يك بار توانستم خودم را كنترل كنم و چيزي نگويم ، اين بار با شليك خنده دخترم روبرو شد . چرا كه در صحنه اي از فيلم ، جناب « آميتاب بچان » پس از اينكه با همسرش خدا حافظي كرد و از خانه بيرون آمد ، به سراغ يك كيوسك تلفن رفت ، و با خانه اش تماس گرفت و از درون تلفن براي زنش آواز خواند ! البته هميشه در اينطور مواقع خودش هم خنده اش ميگيرد و ميگويد :  « باور كن خودم هم ميدونم كه فيلمهاشون خيلي مسخره س ولي من بيشتر از آوازهاشون خوشم مياد كه اونوقتها توي فيلمهاشون پخش ميشد » ( منظورش همان آوازهاي گرگم به هوا و قايم باشك بازي آميخته با تحركات موزون است ) و من هم بلافاصله با او ادامه ميدم : « كه الان هم ديگه اون آوازها اينجا پخش نميشن »

   آخر بابا ، بلاخره آدم حداقل با ديدن يك فيلم بايد اتفاقي از نوع سرگرمي برايش افتاده باشه يا نه ؟ بلاخره توي هر نوع فيلم و سريال ايراني ، چيني ، عربي ، ژاپني و ... بلاخره به ابتدايي ترين شكلش هم كه شده ، سعي ميكنند پيامي اخلاقي يا با عرض پوزش يك كوفتي را درونش بگنجانند تا بتوانند سريال شان را بخورد بيننده بدهند .  همين يانگوم معصوم (س) هم با وجود متن آش دوغي اش كه به ترتیب ، در قسمتهای زوج و فرد سريال ، يا تصميم به قتلش ميگرفتند ، يا حلوا حلوايش ميكردند ، بلاخره چارتا پيام اخلاقي و بهداشتي و خواص مواد غذايي از ميان آش شله قلمكاري كه براي جناب عاليجناب ميپخت در مي آمد . ( اين را ميدانستم كه IQ شرقيها پايين تر از خيليهاست ، ولي فكر نميكردم خودشان با منگول نشان دادن مردمشان ، اينگونه به آن اعتراف كنند ) يا فيلمهاي ترسناك براي ترسيدن ، كمدي براي خنديدن ، هاليوودي براي انگشت به دهان ماندن ( از جلوه هاي ويژه شان ) و بلاخره هركدام كاربردايي دارند .

    اما گذشته از همان آوازهاي مذكور كه نقش سس سالاد اين فيلمها را براي بيننده عامي بازي ميكنند ، واقعا چه جذابيتي در اين ژست هاي خاص بازيگران هندي و داستانهاي دزد و پليسي كه از بچگي با هم پدركشتگي داشته و چه ميدانم ... همديگر را پيدا كردن هاي پس از ساليان دراز ، هوا پريدن ها ، و شانسها و اتفاق هاي نادر خاص اين فيلمها و افكتهاي صوتي تكراري مشت و لگد در آنها هست ، كه بيننده عامي با وجود تمام تصنعی که در آنها حس میکند ، باز هم از این فیلمها دل نمیکند ؟

   مدتي قبل يكي از اين دوستان وبلاگي كه خيلي سنگ فيلمهاي هندي را به سينه ميزد ، در پاسخ به جوابي كه من در زير نوشته اش گذاشته بودم ، ميگفت زود قضاوت نكن ، و اصرار داشت كه اول بايد فيلمهاي جديدشان را ببيني بعد قضاوت كني . در صورتي كه اتفاقا تنها تصاويري را كه از فيلمهاي هندي ميشود تحمل كرد همان تصاوير قديمي راج كاپور است كه اطفال روستايي و بدون تنبان را بغل ميكند و ضمن محبت به آنها آوازش را هم ميخواند .

   شايد تنها علتي كه از نظر بنده ميتوانست وجود داشته باشد ، نزديك بودن حال و هواي داستانهاي فيلمهاي هندي با داستانهايي مانند قصه هاي شهرزاد و ساير داستانهاي پايان خوش شرقيست ، كه آنها را هم زماني براي بچه ها ميخواندند تا خوابشان ببرد . ولي جالب اينجاست كه ديگر در فيلمهاي جديدشان هم ، خبري از آن قصه هاي هزارويكشب گونه نيست .

   حالا بعد از تمام اين حرفها ، بنده را در سفرهاي با اتوبوس تصور كنيد كه هر بار مجبور بودم يكي دو ساعت ، با چشم دوختن اجباري به يك مانيتور ، يكي از اين فيلمها را تا آخرش تحمل كنم !

+   یکشنبه 11 آذر1386   جناب کارگردان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
فتو بلاگ
آختونگ

اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند !

نوشته هاي پيشين

عشق شکلاتی
مظلوم حسین
تست مجری
حق مسلم ما ...
مظلوم حسين (ع)
طعم موسيقي
جوانان هنرمند ...
آخرین بازی
زنان ونوسی مردان دیپلمه
بی دردسرترین شغل اجتماع
آرشيو پيوندهاي روزانه

آرشيو
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دوستان من
حرفهایی از دل زمان
ترانه های چیـــــنی
سبــــوی عشــــــق
این شبـــــــــــــــها
من و خلـــــــوت دل
از تو تا بی نهــــایت
مــــرد دلتــــــــــنگ
کشـــکول جــــوانی
هـــوای شرجــــــی
ستاره های آسمان
ایـــــــرســــــــــــــا
ایـــــــران زمیـــــــن
خلــوت انــــــــــس
با خاطراتم از هلند
هـــزاردســــــــتان
پرشــين ســــينما
پـــــدر خــــــوانـده
خـــــــــاله زهـــــرا