|
سلام . ببخشيد . اول به خاطر اينكه مدتيه پيدام نيست و كمتر مينويسم و دوم به خاطر اينكه خيلي وقته به خيلي از دوستام سرنزدم ؛ باز معرفت بعضيا رو كه شرمنده ميكنن و سرزده ميان عيادت ! ايشالا ... سعي ميكنم تلافي كنم و موقعي كه وقتم بيشتر بود و احساس كردم بعضي از شما هم توي شرايط خاص روحي به سر ميبريد ، مزاحمتون بشم . البته بايد بگم كه من مشكل خاصي هم نداشتم ها ... اتفاقا به لطف بعضي از مديران جديدمون كه هنوز خوب جا نيفتادن و برنامه خاصي براي برنامه سازي ندارن ، مدتهاس كه بيكارم . حقيقتش مشكلم همين قضيه هسته اي لعنتي بود . اگر چه فكر ميكنم مسئولين كشور تا اينجاي كار خوب پيش رفتن و مقاومت كردن ، ولي از وقتي كه شنيدم وضع يه كم داره خراب ميشه حالم گرفته . فكر هم نميكنم نياز باشه تلاش كنم تا ثابت كنم كه آدم ترسو يا نااميدي نيستم . چون هم اين تلاش براي كساني كه من رو از نزديك نميشناسن بي فايده س و هم لااقل خودم ميدونم كه اينطوري نيستم . مسئله اينه كه مدام به خودم ميگم : اينكه ميگن : انرژي هسته اي ، حق مسلم ماست ، واقعا راست ميگن . كيه كه بخواد اين رو رد كنه ؟ كدوم جاهليه كه بگه نه اينطور نيست ؟ بحث اينجاس كه هر چيزي يه نرخي داره . نرخش رو ميدي و اونو بدست مياري . من نميدونم ..... واقعا اگر مديران جامعه مون در حال حاضر يه كم ... فقط يه كم كوتاه بيان تا اين قضيه حل بشه واقعا ارزش نداره ؟ مگر نه اينه كه سالهاس فعاليتهاي هسته اي رو حتي دور از چشمهاي دقيق ماهواره ها شروع كردن و تا اينجا رسوندن ؟ حالا هم نميشه فعلا يه جورايي بيان غني سازي توي روسيه رو قبول كنن تا غائله بخوابه ، بعدش هم ، ماشالا به اين مملكت دراندشت كه توش پره سوراخ سنبه ، نميشه دوباره يواشكي اين گوشه و اون گوشه شروع كنن و كاري رو كه ميخوان انجام بدن ؟ الان كه لنگ انرژي هسته اي نمونديم كه . تا جايي كه ما ميدونيم از اون طرف قطر داره منابع مشترك گازمون رو به خاطر گيجي و كندي ما ، دو لپي قورت ميده و از طرف ديگه هم امارات با وضع يك سري قوانين حساب شده داره تمام سرمايه هاي باد نياورده مونو بالا ميكشه . بهتر نيست فعلا قاب زينو بچسبيم تا نيفتيم ؟ ضمنا به نظر من صحيح نيست اين قضيه رو نه با نهضت امام حسين (ع) قياس كنيم و نه با قضيه صلح اجباري امام حسن (ع) . چون تمام هستي و نيستي ما اين نيست كه يا بخوايم تا مرز شهادت و دادن درس به آيندگان پيش بريم و يا مجبور بشيم صلح كنيم و شهر رو در اختيار معاويه بذاريم . به نظر من بيشترين شباهت و قياس ، بين اين ماجرا و پيمان صلح حديبيه وجود داره . حتما در اون روز هم مسلمونا شعار ميدادن : زيارت كعبه اي ، حق مسلم ماس ؛ و راست هم ميگفتن ، ولي هستي و نيستي اونا در گروي زيارت كعبه نبود كه به درخواست خيلياشون بخوان با مشركين وارد جنگ بشن و پيامبر اكرم(ص) كه قربون فكر و افكار قشنگ و حساب شدش برم چيكار كرد؟ اومد و قبول كرد كه موقتا با مشركين پيمان صلحي ده ساله ببنده ولي در پشت اون پيمان با خيال راحت به نشر و گسترش اسلام پرداخت و هنوز به دو سال نرسيده بود ، رفت و مكه رو هم فتح كرد . به اين ميگن فكر حساب شده . به اين ميگن سياست و درك صحيح از شرايط زمان . حالا هم باز چشم اميدمون به آقاي خامنه ايه . خدا كنه تصميم درستي بگيره ، كه به دلم روشنه همينطور هم ميشه . حالا اگر اجازه بدين ميخواستم دو كلوم هم با داش محمود اختلاط كنم . ببين داداش ... نميدونم چند تا پيشنهاد بين المللي اماده كردي ، بيست تا بود ؟ بيست و دوتا بود ؟ فقط قربونت ، همين سه تايي رو كه تا حالا مطرح كردي علي الحساب كافيه ، بيا و رضايت بده يه مدت دندون رو جيگر ما بذار و فعلا بقيه شونو فاكتور بگير ، بذار خرمون از پل بگذره و امن و امان به اونطرف پل برسيم ، اون پله رو كه توي كارتون شرك 1 يادته ، خيلي خطريه ها ... بذار فعلا فيونا رو صحيح و سالم به اونطرف پل برسونيم ، بعد هر چي دلت خواست به اون اژدها هه فحش بده ! |
|
+
یکشنبه 7 اسفند1384 جناب کارگردان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| آختونگ |
اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند ! |
| نوشته هاي پيشين |
|
عشق شکلاتی |
| آرشيو |
|
آبان 1388 تیر 1388 آذر 1386 آبان 1386 مرداد 1386 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 |