تبليغاتX
جناب کارگردان - سال نو مبارک
   مبارك است ؛ هم سال نو و هم دستيابي كشورمان به چرخه سوخت هسته اي ؛ اتفاقي كه هر ايراني با انصافي را در هر كجاي دنيا كه باشد خوشحال ميكند . انشاء الله كه مديران كشور بتوانند با تصميم گيريهاي صحيح ، مشكلات سياسي پيش رو را نيز از سر راه بردارند . انصافا كه كيفيديم . خوب ... سال 84 اگر چه خدا را شكر سال خانه دار شدن ما بود ، ولي از لحاظ شغلي بدترين سال كاري من از ابتداي استخدامم تا كنون بود ، و باور كنيد اين اواخر ، يكي از اصلي ترين علتهاي كم كار شدن من در زمينه وبلاگ نويسي هم همين بود . نميدانم اين چه عادتي است كه من دارم ، هر وقت از لحاظ شغلي سرم شلوغ ميشود كتاب خواندن ها و موسيقي گوش كردنها ونوشتن هايم گل ميكنند ، و بر عكس ، آغاز فصل بيكاري براي من برابر است با فصل بي حالي ، آنهم در بيشتر زمينه ها . خداوند هم صبر ما را زياد كند و هم نبخشايد اين آدم پران ها را . اما اتفاقي كه باعث شد به امسال اميدوار شوم ، ضبط بخشي از يك برنامه مستند مربوط به شبكه چهار بود كه اگر چه خيلي محدود بود ولي باعث اميدواري من به ضرب المثل ( سالي كه نكوست ز بهارش پيداست ‍) شد . قضيه از اين قرار بود كه يكي از دوستان از تهران تماس گرفت و گفت حالا كه نوروز امسال هم مانند هر سال ميهمان مادر زنت در اهواز هستي ، بيا و بخش مربوط به خوزستان از فلان برنامه را كه شامل شهر شوش و چغازنبيل ميشود را براي ما ضبط كن . ما هم با يكي از دوستان قديمي در اهواز ، قرار و مداري گذاشته و دوربيني كرايه كرديم و از يك صبح تا عصر تصاوير مورد نظر را گرفتيم و خلاصه هم فال بود و هم تماشا . يكي ديگر از عادتهاي بد نوروزي من كه در واقع از همان قبلي آب ميخورد ، اين است كه چون در ايام عيد در خانه پدر خانم ، هيچ كار و باري ندارم ، ميشوم عين گارفيلد ! و حتي حوصله سر زدن به دوستان قديمي و فاميلها را هم از دست ميدهم . معبد تاريخي و باشكوه چغازنبيل در مجموع كل فعاليتهاي خارج از منزل بنده در اين چند روز شامل خريد كيك و شمع جهت برگزاري جشن تولد بچه هايم و رفتن به بازار كاوه براي تعويض گوشي موبايل برادر خانمم و سر زدن به كتابفروشيها بود . البته امسال مانند پارسال سفري هم به شوشتر داشتيم ، اما چشمتان روز بد نبيند ، همراه با دو اتومبيل ديگر كه هر دو نو و در حال آببندي بودند ؛ و راننده هاي آنها هم اصرار داشتند كه با سرعتي بيش از 65 رانندگي نكنند . خلاصه مسير يك ساعته اهواز به شوشتر براي ما شد دو ساعت و نيم . تازه وقتي رسيديم ايندفعه باران بهاري امانمان نميداد كه گوشه اي بنشينيم و طعامي تناول بنماييم . ولي راستي كه نوروز امسال هم عجب هوايي داشت خوزستان . هميشه با خودم ميگويم خدا كند يكوقت يكي از اين مسافران بخت برگشته نوروزي ، به خيال اينكه هميشه هواي آنجا اينطور است ، نيايد و خود را به آنجا منتقل كند . اما اي كاش سفر نوروزي امسال ما قدري شيرين تر تمام ميشد ، موقعي كه در روز دوازدهم فروردين داشتيم به شهر خودمان برميگشتيم پس از سه راهي دورود به بروجرد ، با روستايي نيمه ويران روبرو شديم كه با وجود گذشت يكي دو روز از فاجعه زلزله ، هنوز مملو از نيروهاي كمك رسان جهت خارج كردن افراد و اجساد از زير آوار بود . دست آخر هم بايد ما را ببخشيد كه در اين چند روز ، بجز چار پنج نفر نرسيدم به بقيه دوستان وبلاگي سري بزنم ، چون هم ، آنطور كه فكر ميكردم كامپيوتري در اختيارم قرار نگرفت و هم حدسم نسبت به قيمت اينترنت در اهواز درست درامد : ده ساعت شبانه ، دو هزاروپانصد تومان !
+   پنجشنبه 24 فروردین1385   جناب کارگردان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو
فتو بلاگ
آختونگ

اگر چه شغل نویسنده این صفحه کارگردانی تلویزیونی است ، ولی نوشته های این صفحه الزاما فقط در این زمینه نیستند ، یعنی بیشتر وقتها اصلا نیستند !

نوشته هاي پيشين

عشق شکلاتی
مظلوم حسین
تست مجری
حق مسلم ما ...
مظلوم حسين (ع)
طعم موسيقي
جوانان هنرمند ...
آخرین بازی
زنان ونوسی مردان دیپلمه
بی دردسرترین شغل اجتماع
آرشيو پيوندهاي روزانه

آرشيو
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دوستان من
حرفهایی از دل زمان
ترانه های چیـــــنی
سبــــوی عشــــــق
این شبـــــــــــــــها
من و خلـــــــوت دل
از تو تا بی نهــــایت
مــــرد دلتــــــــــنگ
کشـــکول جــــوانی
هـــوای شرجــــــی
ستاره های آسمان
ایـــــــرســــــــــــــا
ایـــــــران زمیـــــــن
خلــوت انــــــــــس
با خاطراتم از هلند
هـــزاردســــــــتان
پرشــين ســــينما
پـــــدر خــــــوانـده
خـــــــــاله زهـــــرا